خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم

درس 5: اَلرَّجاءُ

بازدید179/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/22

اَلْمُعْجَم (20 کلمهٔ جدید)

أَسَد: شیر ثَعْلَب: روباه
ثَقیلُ السَّمْعِ: کمْ شنوا «ثَقیل: سنگین + سَمْع: شنوایی» جَدَّ: کوشید (مضارع: یَجِدُّ)
جَرَّحَ: زخمی کرد (مضارع: یُجَرِّحُ) حاوَلَ: تلاش کرد (مضارع: یُحاوِلُ)
حَدیقَةُ الْحَیَواناتِ: باغ وحش رائِد: جلودار
سَکَتَ: ساکت شد (مضارع: یَسْکُتُ) شَجَّعَ عَلَی: تشویق کرد به (مضارع: یُشَجِّعُ)
ظنََّ: گمان کرد (مضارع: یَظُنُّ) قَرَعَ: کوبید = طَرَقَ (مضارع: یَقَرَعُ)
کِبَر: بزرگسالی کَلْب: سگ
لا تَحْلِفْ: سوگند نخور (ماضی: حَلَفَ) لَجَّ: پافشاری کرد (مضارع: یَلِجُّ)
ماتَ: مُرد (مضارع: یَموتُ) مَصیر: سرنوشت
نَجاح: موفّقیّت نَقَصَ: کم شد (مضارع: یَنْقُصُ)
وَلَجَ: داخل شد = دَخَلَ  

نَصِّ الدَّرسِ: اَلرَّجاءُ

امید

کانَتْ مَجْموعَةٌ مِنَ الْحَیَواناتِ فی غابَةٍ: أَسَدٌ وَ ثَعْلَبٌ وَ ذِئْبٌ وَ غَزالَةٌ وَ کَلْبٌ وَ ...
گروهی از جانوران (حیوانات) در جنگلی بودند؛ شیری، روباهی، گرگی، آهویی، سگی و...

فی یَومٍ مِنَ الْأیّامِ جاءَ سِتَّةُ صَیّادینَ وَ حَفَروا حُفرَةً عَمیقَةً؛ ثُمَّ سَتَروها لِصَیدِ الْحَیَواناتِ وَ بَیعِها لِحَدیقَةِ الْحَیَواناتِ.
در روزی از روزها شش شکارچی (صیّاد) آمدند و چالهٔ گودی (حفره عمیقی) کندند، سپس آن را برای شکار (صید) حیوانات و فروش آنها به باغ وحش پوشاندند.

وَقَعَ الثَّعْلَبُ وَ الْغَزالَةُ فِی الْحُفرَةِ بَغتَةً؛ فَطَلَبا مُساعَدَةً؛ لکِنَّ الْحَیَواناتِ هَرَبْنَ؛ لِأَنَّهُنَّ سَمِعْنَ مِنْ بَعیدٍ أَصواتَ الصَّیّادینَ. حاوَلَ الثَّعلَبُ وَ الْغَزالَةُ لِلنَّجاةِ.
روباهی و آهویی ناگهان در حفره افتادند و کمک خواستند. ولی حیوانات فرار کردند؛ زیرا از دور صدا‌های شکارچی‌ها را شنیدند. روباه و آهو برای رهایی (نجات) تلاش کردند.

بَعدَ دَقائِق رَجَعَتْ حَمامَةٌ وَ قالَتْ لِلثَّعلَبِ: «لا فائِدَةَ لِلْمُحاوَلَةِ. لا تَصْعَدْ. أَنتَ لاتَقْدِرُ. لَقَدْ جَرَّحْتَ بَدَنَکَ.»
بعد از چند دقیقه: کبوتری برگشت و به روباه گفت: «تلاش هیچ فایده‌ای ندارد. (هیچ فایده‌ای برای تلاش نیست). بالا نیا، تو نمی‌توانی بدنت را زخمی کردی.»

وَ رَجَعَ الْکَلبُ و قالَ لِلْغَزالَةِ: «لا رَجاءَ لِنَجاتِکِ. لا تَصْعَدی. أَنتِ لا تَقْدِرینَ. لَقَدْ جَرَّحْتِ بَدَنَکِ.»
و سگ بازگشت و به آهو گفت: «هیچ امیدی به نجات تو نیست. بالا نیا. تو نمی‌توانی، بدنت را زخمی کردی.»

حاوَلَ الثَّعلَبُ وَ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مَرَّةً أُخرَی وَلکِنْ بِدونِ فائدَةٍ.
روباه و آهو برای بیرون3 آمدن بار دیگر تلاش کردند ولی بی فایده بود.

یَئِسَتِ الْغَزالَةُ وَ بَقِیَتْ فی مَکانِها وَلکِنَّ الثَّعلَبَ حاوَلَ کَثیراً.
آهو نا امید شد و در جایش ماند. ولی روباه خیلی تلاش کرد.

قالَتْ لَهُ الْحَمامَةُ: «أَنتَ لا تَقْدِرُ، لِمَ تُحاوِلُ؟! اِقْبَلْ مَصیرَکَ.»
کبوتر به او گفت: «تو نمی‌توانی؛ چرا تلاش می‌کنی؟! سرنوشتت را بپذیر.» (قبول کن)

لکِنَّ الثَّعلَبَ خَرَجَ مِنَ الْحُفرَةِ. فی ذٰلِکَ الْوَقتِ وَصَلَ هُدهُدٌ وَ قالَ: «أَنَا أَعْرِفُ هذَا الثَّعلَبَ؛ هوَ ثَقیلُ السَّمْعِ؛ هوَ ظَنَّ أَنَّ الْحَمامَةَ تُشَجعُِّهُ عَلَی الْخُروجِ.»
ولی روباه از حفره بیرون آمد. در این (آن) هنگام هدهد رسید و گفت: «من این روباه را می‌شناسم؛ او کم شنواست. (سنگین‌ْگوش است) او گمان کرده است که کبوتر او را تشویق به بیرون آمدن می‌کند.»

قالَتِ الْحَیَواناتُ: «نَحنُ ظَلَمْنا الْغَزالَةَ. عَلَینا بِمُساعَدَتِها.»
حیوانات گفتند: «ما به آهو ستم کردیم. (ظلم کردیم) باید به او کمک کنیم.»

قالَتِ الْحَمامَةُ لِلْغَزالَةِ: «اُخْرُجی. أَنتِ تَقدِرینَ عَلَی الْخُروجِ بِسُهولَةٍ. لا تَیْأَسی.»
کبوتر به آهو گفت: «بیرون بیا (خارج شو) تو به آسانی می‌توانی بیرون بیایی (خارج شوی) ناامید نشو. (مایوس نشو).»

حاوَلَتِ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مَرَّةً أُخْرَی فَخَرَجَتْ وَ فَرِحَتِ الْحَیَواناتُ.
آهو یک بار دیگر تلاش کرد و بیرون آمد و حیوانات خوشحال شدند.

درست یا نادرست (صفحهٔ 52 کتاب درسی)

 

با توجّه به متن درس گزینهٔ درست و نادرست را معلوم کنید.

1- حاوَلَتِ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مِنَ الْحُفرَةِ، فَخَرَجَتْ فِی النِّهایَةِ. صحیح
***

2- شَجَّعَتِ الْحَیَواناتُ الثَّعلَبَ عَلَی الْخُروجِ مِنَ الْحُفرَةِ. نادرست
حیوانات روباه را برای خروج از چاله تشویق کردند.

3- ما سَتَرَ الصَّیّادونَ الْحُفرَةَ فِی الْغابَةِ. نادرست
شکارچیان چاله را در جنگل پنهان نکردند.

4- کانَتِ الْحُفرَةُ قَلیلَةَ الْعُمقِ. نادرست
چاله کم عمق بود.

5- أَربَعَةُ صَیّادینَ کانوا فِی الْغابَةِ. نادرست
چهار شکارچی در جنگل بودند.

بدانیم: فِعْلُ النَّهْی (1)

یا وَلَدُ، لا تَفْعَلْ
یا بِنْتُ، لا تَفْعَلی

آسیب به منابع طبیعی

لا تَکْتُبْ شَیئاً عَلَی الشَّجَرِ.
روی درخت چیزی ننویس.

آسیب به منابع طبیعی

لا تَکْتُبی شَیئاً عَلَی الشَّجَرِ.
روی درخت چیزی ننویس

در این درس با فعل نهی آشنا می‌شوید. به فرق میانِ فعل‌های مضارع و نهی توجّه کنید و ترجمهٔ آنها را یاد بگیرید.

شخص فعل مضارع فعل نهی
تو (مذکر) تَفْعَلُ
(مفرد مذکر مخاطب)
انجام می‌دهی لا تَفْعَلْ انجام نده
تو (مذکر) تَفْعَلْینَ
(مفرد مؤنث مخاطب)
لا تَفْعَلی

فرق فعل مضارع منفی و فعل نهی را بیابید.

فعل مضارع منفی فعل نهی فعل مضارع منفی فعل نهی
لا تَحْزَنُ: غمگین نمی‌شوی لا تَحْزَنْ: غمگین نشو لا تَکْذِبینَ: دروغ نمی‌گویی لا تَکْذِبی: دروغ نگو

ترجمه کنید.

لا تَیْأَسْ مِنْ رَحمَةِ اللّهِ. از رحمت خدا مأیوس نشو.
لا تَشْرَبی شایاً حارّاً. چای داغ ننوش.

التَّمارین

التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 67 کتاب درسی)

 

توضیحات زیر مربوط به کدام واژۀ جدید درس است؟

1- مَکانٌ یَذهَبُ إِلَیهِ النّاسُ وَ یُشاهِدونَ فیهِ حَیَواناتٍ مُختَلِفَةً. حدیقَهُ الحَیوانات
جایی که مردم به آنجا می‌روند و جانوران گوناگون را می‌بینند. (باغ وحش)

2. اَلَّذی یَمْشی أَمامَ قَومِهِ لِهِدایَتِهِم. اَلرّائِد
کسی که جلوی مردمش برای راهنماییِ آنها راه می‌رود. (جلودار)

3- حَیَوانٌ یَحْرُسُ أَموالَ النّاسِ. (اَلْکَلْب)
جانوری که از دارایی‌های (اموال) مردم نگهبانی می‌کند. (سگ)

4- عاقِبَةُ الْإِنسانِ فی حَیاتِهِ. (اَلْمَصیر)
فرجام (عاقبت) انسان در زندگی‌ (سرنوشت)

5- اَلَّذی لا یَسْمَعُ جَیِّداً. (ثَقیلُ السَمعِ)
کسی که خوب نمی‌شنود. (کم شنوا)

التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 67 کتاب درسی)

 

جمله‌های زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.

کیفت را اینجا قرار نده (مذکر)

یا حَبیبی، لا تَجْعَلْ حَقیبَتَکَ هُنا.
ای دوستم! کیفت را اینجا نگذار.

کیفت را اینجا قرار نده (مؤنث)

یا حَبیبَتی، لا تَجْعَلی حَقیبَتَکِ هُنا.
ای دوستم! کیفت را اینجا نگذار.

التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 68 کتاب درسی)

 

آیات و احادیث زیر را ترجمه، سپس فعل‌های امر، نهی، ماضی و مضارع را معلوم کنید.

1- اِعْمَلْ لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَموتُ غَداً. رسول الله (ص)
برای دنیایت (طوری) کار کن گویی که تو همیشه (تا ابد) زندگی می‌کنی و برای آخرتت (نیز طوری) کار کن گویی که فردا می‌میری.
فعل امر: اِعْمَلْ
فعل مضارع: تَعیشُ - تمَوتُ

2- ﴿رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ.﴾ (اعراف 47)
(ای) پروردگارمان ما را با مردم ستمگر قرار نده.
فعل نهی: لا تَجْعَلْنا 

3- لا تَعمَلْ شَیئا مِنَ الْخَیرِ، ریاءً وَ لا تَتْرُکْهُ، حَیاءً. امام علی (ع)
چیزی از (کارِ) خیر را از روی ریاکاری انجام نده و از روی شرم رها نکن. (ترک نکن)
فعل نهی: لا تَعمْلَْ - لا تَتْرُکْهُ،

4- إنَّ الرّائِدَ لا یَکْذِبُ أهْلَهُ. رَسولُ اللهِ (ص)
بی گمان جلودار به مردمش دروغ نمی‌گوید.
فعل مضارع منفی: لا یَکْذِبُ

5- ﴿لا تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا.﴾ (توبه 40)
اندوهگین نشو زیرا (بی گمان) خدا با ماست.
فعل نهی: لا تحَْزَنْ

6- إِذا غَضِبْتَ فَاسْکُتْ. (رسول الله (ص))
هرگاه خشمگین شدی خاموش شو (هر گاه عصبانی شدی ساکت شو).
فعا ماضی: غَضِبْتَ
فعل امر: اسْکُتْ.

التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 69 کتاب درسی)

 

ترجمه کنید.

1- اِزْرَعْ صَداقَةً وَ لا تَزْرَعْ عَداوَةً.
دوستی بکار و دشمنی نکار.

2- اُسْکُتی یا طِفلَةُ وَ لا تَصْرُخی.
ای دخترک ساکت شو و فریاد نزن.

3- اُصْدُقْ فِی حَیاتِکَ وَ لا تَکْذِبْ أَبَداً.
در زندگی‌ات راست بگو و هرگز دروغ نگو.

4- اِلْبَسْ قَمیصاً أبیَضَ فِی اللَّیلِ لِعُبورِ الشّارِعِ وَ لا تَلْبَسْ أَسوَدَ.
در شب برای گذشتن (عبور کردن) از خیابان پیراهن سفید بپوش و سیاه نپوش.

التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 69 کتاب درسی)

 

کدام گزینه از نظر معنا با سایر گزینه‌ها «ناهماهنگ» است؟

1- حَدّاد - مِصباح - حَلْوانیّ - شُرطیّ
آهنگر - چراغ - شیرینی فروش - پلیس

2- حَطَب - نار - دُخان - نَجاح
هیزم - آتش - دود - موفقیت

3- شُهور - غابَة - أَیّام - لَیالی
ماه‌ها - جنگ - روزها - شب‌ها

4- ریح - مَطَر - سَحاب - أَخْذ
باد - باران - ابر - گرفتن

5- رُمّان - عِنَب - تُفّاح - جَدّ
انار - انگور - سیب - پدربزرگ

6- کِبَر - تَحْت - فَوْق - أَمام
بزرگسالی - زیر - بالا - روبه‌رو

7- أَزرَق - أَحمَر - اِفتَحْ - أَخضَر
آبی - قرمز - باز کن - سبز

8- سَدَّ - صَلّی - سَجَدَ - عَبَدَ
***

التَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 70 کتاب درسی)

 

زیر هر تصویر نام آن را به عربی بنویسید. «دو کلمه اضافه است.»

اَلْحَمامَةُ / اَلْکَلْبُ / اَلذِّئْبُ / اَلزَّرافَةُ / اَلْعُصْفورُ / اَلْغَزالَةُ / اَلسَّمَکَةُ / اَلْفیلُ / الَفَْرسَُ / الْأَسَدُ / اَلثَّعلَبُ

ماهی

اَلسَّمَکَةُ فِی النَّهرِ.
ماهی در رودخانه است.

زرّافه

اَلزَّرافَةُ حَیَوانٌ طَویلٌ.
زرافه حیوان بلندی است.

روباه

اَلثَّعلَبُ حَیَوانٌ مَکّارٌ.
روباه حیوان مکاری است.

کبوتر

هذِهِ اَلْحَمامَةُ جَمیلَةٌ.
این کبوتر زیباست.

فیل

اَلْفیلُ حَیَوانٌ کَبیرٌ.
فیل حیوان بزرگی است.

شیر

الْأَسَدُ سُلطانُ الْغابَةِ.
شیر سلطان جنگل است.

گنجشک

اَلْعُصْفورُ طائِرٌ صَغیرٌ.
گنجشگ پرنده کوچکی است.

گرگ

الذئبُ حَیَوانٌ حَریصٌ.
گرگ حیوان طمع کاری است.

اسب

الَفَْرسَُ حَیَوانٌ نَجیبٌ.
اسب حیوان نجیبی است.

کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 71 کتاب درسی)

 

بخوانید و ترجمه کنید.

قالَ أَمیرُ الْمؤمِنینَ عَلیٌّ (ع) فی الْعِلْمِ:
امیر مؤمنان علی (ع) دربارۀ دانش فرمود:

1- قَوْلُ لا أَعْلَمُ نِصْفُ الْعِلْمِ.
گفتن نمی‌دانم نیمی از دانستن است. (گفتن «نمی‌دانم» نصف علم است).

2- مَنْ سَأَلَ فی صِغَرِهِ، أّجابَ فی کِبَرِهِ.
هر کس در کوچکی پرسید، در بزرگی پاسخ داد. (هر کس در خردسالی سوال کند، در بزرگسالی جواب می‌دهد).

3- کُلُّ شَیءٍ یَنْقُصُ عَلَی الْإِنِفاقِ، إِلَّا الْعِلْمَ.
هر چیزی جز دانش (علم) با بخشیدن (انفاق)) کم می‌شود.

4- جَمالُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ وَ ثَمَرَتُهُ الْعَمَلُ بِهِ.
زیبایی دانش پخش آن و میوه‌ آن به کار بستن آن است. (جمالِ علم، نشر آن و ثمره‌اش عمل به آن است).

5- أَیُّهَا النّاسُ، اِعْلَموا أَنَّ کَمالَ الدّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ.
ای مردم بدانید که کمال دین جستن دانش و عمل‌کردن به آن است.

تحقیق کنید (صفحهٔ 72 کتاب درسی)

 

دو نمونه کتاب معروف در ادبیات فارسی از زبان حیوانات مثال بزنید.

کلیله و دمنه- مرزبان نامه- مزرعه حیوانات

اَلْقُرآنیّات

درس 5: اَلرَّجاءُ