درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم
درس 5: اَلرَّجاءُ
اَلْمُعْجَم (20 کلمهٔ جدید)
| أَسَد: شیر | ثَعْلَب: روباه |
| ثَقیلُ السَّمْعِ: کمْ شنوا «ثَقیل: سنگین + سَمْع: شنوایی» | جَدَّ: کوشید (مضارع: یَجِدُّ) |
| جَرَّحَ: زخمی کرد (مضارع: یُجَرِّحُ) | حاوَلَ: تلاش کرد (مضارع: یُحاوِلُ) |
| حَدیقَةُ الْحَیَواناتِ: باغ وحش | رائِد: جلودار |
| سَکَتَ: ساکت شد (مضارع: یَسْکُتُ) | شَجَّعَ عَلَی: تشویق کرد به (مضارع: یُشَجِّعُ) |
| ظنََّ: گمان کرد (مضارع: یَظُنُّ) | قَرَعَ: کوبید = طَرَقَ (مضارع: یَقَرَعُ) |
| کِبَر: بزرگسالی | کَلْب: سگ |
| لا تَحْلِفْ: سوگند نخور (ماضی: حَلَفَ) | لَجَّ: پافشاری کرد (مضارع: یَلِجُّ) |
| ماتَ: مُرد (مضارع: یَموتُ) | مَصیر: سرنوشت |
| نَجاح: موفّقیّت | نَقَصَ: کم شد (مضارع: یَنْقُصُ) |
| وَلَجَ: داخل شد = دَخَلَ |
نَصِّ الدَّرسِ: اَلرَّجاءُ
امید

کانَتْ مَجْموعَةٌ مِنَ الْحَیَواناتِ فی غابَةٍ: أَسَدٌ وَ ثَعْلَبٌ وَ ذِئْبٌ وَ غَزالَةٌ وَ کَلْبٌ وَ ...
گروهی از جانوران (حیوانات) در جنگلی بودند؛ شیری، روباهی، گرگی، آهویی، سگی و...
فی یَومٍ مِنَ الْأیّامِ جاءَ سِتَّةُ صَیّادینَ وَ حَفَروا حُفرَةً عَمیقَةً؛ ثُمَّ سَتَروها لِصَیدِ الْحَیَواناتِ وَ بَیعِها لِحَدیقَةِ الْحَیَواناتِ.
در روزی از روزها شش شکارچی (صیّاد) آمدند و چالهٔ گودی (حفره عمیقی) کندند، سپس آن را برای شکار (صید) حیوانات و فروش آنها به باغ وحش پوشاندند.
وَقَعَ الثَّعْلَبُ وَ الْغَزالَةُ فِی الْحُفرَةِ بَغتَةً؛ فَطَلَبا مُساعَدَةً؛ لکِنَّ الْحَیَواناتِ هَرَبْنَ؛ لِأَنَّهُنَّ سَمِعْنَ مِنْ بَعیدٍ أَصواتَ الصَّیّادینَ. حاوَلَ الثَّعلَبُ وَ الْغَزالَةُ لِلنَّجاةِ.
روباهی و آهویی ناگهان در حفره افتادند و کمک خواستند. ولی حیوانات فرار کردند؛ زیرا از دور صداهای شکارچیها را شنیدند. روباه و آهو برای رهایی (نجات) تلاش کردند.
بَعدَ دَقائِق رَجَعَتْ حَمامَةٌ وَ قالَتْ لِلثَّعلَبِ: «لا فائِدَةَ لِلْمُحاوَلَةِ. لا تَصْعَدْ. أَنتَ لاتَقْدِرُ. لَقَدْ جَرَّحْتَ بَدَنَکَ.»
بعد از چند دقیقه: کبوتری برگشت و به روباه گفت: «تلاش هیچ فایدهای ندارد. (هیچ فایدهای برای تلاش نیست). بالا نیا، تو نمیتوانی بدنت را زخمی کردی.»
وَ رَجَعَ الْکَلبُ و قالَ لِلْغَزالَةِ: «لا رَجاءَ لِنَجاتِکِ. لا تَصْعَدی. أَنتِ لا تَقْدِرینَ. لَقَدْ جَرَّحْتِ بَدَنَکِ.»
و سگ بازگشت و به آهو گفت: «هیچ امیدی به نجات تو نیست. بالا نیا. تو نمیتوانی، بدنت را زخمی کردی.»
حاوَلَ الثَّعلَبُ وَ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مَرَّةً أُخرَی وَلکِنْ بِدونِ فائدَةٍ.
روباه و آهو برای بیرون3 آمدن بار دیگر تلاش کردند ولی بی فایده بود.
یَئِسَتِ الْغَزالَةُ وَ بَقِیَتْ فی مَکانِها وَلکِنَّ الثَّعلَبَ حاوَلَ کَثیراً.
آهو نا امید شد و در جایش ماند. ولی روباه خیلی تلاش کرد.
قالَتْ لَهُ الْحَمامَةُ: «أَنتَ لا تَقْدِرُ، لِمَ تُحاوِلُ؟! اِقْبَلْ مَصیرَکَ.»
کبوتر به او گفت: «تو نمیتوانی؛ چرا تلاش میکنی؟! سرنوشتت را بپذیر.» (قبول کن)
لکِنَّ الثَّعلَبَ خَرَجَ مِنَ الْحُفرَةِ. فی ذٰلِکَ الْوَقتِ وَصَلَ هُدهُدٌ وَ قالَ: «أَنَا أَعْرِفُ هذَا الثَّعلَبَ؛ هوَ ثَقیلُ السَّمْعِ؛ هوَ ظَنَّ أَنَّ الْحَمامَةَ تُشَجعُِّهُ عَلَی الْخُروجِ.»
ولی روباه از حفره بیرون آمد. در این (آن) هنگام هدهد رسید و گفت: «من این روباه را میشناسم؛ او کم شنواست. (سنگینْگوش است) او گمان کرده است که کبوتر او را تشویق به بیرون آمدن میکند.»
قالَتِ الْحَیَواناتُ: «نَحنُ ظَلَمْنا الْغَزالَةَ. عَلَینا بِمُساعَدَتِها.»
حیوانات گفتند: «ما به آهو ستم کردیم. (ظلم کردیم) باید به او کمک کنیم.»
قالَتِ الْحَمامَةُ لِلْغَزالَةِ: «اُخْرُجی. أَنتِ تَقدِرینَ عَلَی الْخُروجِ بِسُهولَةٍ. لا تَیْأَسی.»
کبوتر به آهو گفت: «بیرون بیا (خارج شو) تو به آسانی میتوانی بیرون بیایی (خارج شوی) ناامید نشو. (مایوس نشو).»
حاوَلَتِ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مَرَّةً أُخْرَی فَخَرَجَتْ وَ فَرِحَتِ الْحَیَواناتُ.
آهو یک بار دیگر تلاش کرد و بیرون آمد و حیوانات خوشحال شدند.
درست یا نادرست (صفحهٔ 52 کتاب درسی)
با توجّه به متن درس گزینهٔ درست و نادرست را معلوم کنید.
1- حاوَلَتِ الْغَزالَةُ الْخُروجَ مِنَ الْحُفرَةِ، فَخَرَجَتْ فِی النِّهایَةِ. صحیح
***
2- شَجَّعَتِ الْحَیَواناتُ الثَّعلَبَ عَلَی الْخُروجِ مِنَ الْحُفرَةِ. نادرست
حیوانات روباه را برای خروج از چاله تشویق کردند.
3- ما سَتَرَ الصَّیّادونَ الْحُفرَةَ فِی الْغابَةِ. نادرست
شکارچیان چاله را در جنگل پنهان نکردند.
4- کانَتِ الْحُفرَةُ قَلیلَةَ الْعُمقِ. نادرست
چاله کم عمق بود.
5- أَربَعَةُ صَیّادینَ کانوا فِی الْغابَةِ. نادرست
چهار شکارچی در جنگل بودند.
التَّمارین
التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 67 کتاب درسی)
توضیحات زیر مربوط به کدام واژۀ جدید درس است؟
1- مَکانٌ یَذهَبُ إِلَیهِ النّاسُ وَ یُشاهِدونَ فیهِ حَیَواناتٍ مُختَلِفَةً. حدیقَهُ الحَیوانات
جایی که مردم به آنجا میروند و جانوران گوناگون را میبینند. (باغ وحش)
2. اَلَّذی یَمْشی أَمامَ قَومِهِ لِهِدایَتِهِم. اَلرّائِد
کسی که جلوی مردمش برای راهنماییِ آنها راه میرود. (جلودار)
3- حَیَوانٌ یَحْرُسُ أَموالَ النّاسِ. (اَلْکَلْب)
جانوری که از داراییهای (اموال) مردم نگهبانی میکند. (سگ)
4- عاقِبَةُ الْإِنسانِ فی حَیاتِهِ. (اَلْمَصیر)
فرجام (عاقبت) انسان در زندگی (سرنوشت)
5- اَلَّذی لا یَسْمَعُ جَیِّداً. (ثَقیلُ السَمعِ)
کسی که خوب نمیشنود. (کم شنوا)
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 67 کتاب درسی)
جملههای زیر را با توجّه به تصویر ترجمه کنید.
|
یا حَبیبی، لا تَجْعَلْ حَقیبَتَکَ هُنا. |
یا حَبیبَتی، لا تَجْعَلی حَقیبَتَکِ هُنا. |
التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 68 کتاب درسی)
آیات و احادیث زیر را ترجمه، سپس فعلهای امر، نهی، ماضی و مضارع را معلوم کنید.
1- اِعْمَلْ لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَموتُ غَداً. رسول الله (ص)
برای دنیایت (طوری) کار کن گویی که تو همیشه (تا ابد) زندگی میکنی و برای آخرتت (نیز طوری) کار کن گویی که فردا میمیری.
فعل امر: اِعْمَلْ
فعل مضارع: تَعیشُ - تمَوتُ
2- ﴿رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ.﴾ (اعراف 47)
(ای) پروردگارمان ما را با مردم ستمگر قرار نده.
فعل نهی: لا تَجْعَلْنا
3- لا تَعمَلْ شَیئا مِنَ الْخَیرِ، ریاءً وَ لا تَتْرُکْهُ، حَیاءً. امام علی (ع)
چیزی از (کارِ) خیر را از روی ریاکاری انجام نده و از روی شرم رها نکن. (ترک نکن)
فعل نهی: لا تَعمْلَْ - لا تَتْرُکْهُ،
4- إنَّ الرّائِدَ لا یَکْذِبُ أهْلَهُ. رَسولُ اللهِ (ص)
بی گمان جلودار به مردمش دروغ نمیگوید.
فعل مضارع منفی: لا یَکْذِبُ
5- ﴿لا تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا.﴾ (توبه 40)
اندوهگین نشو زیرا (بی گمان) خدا با ماست.
فعل نهی: لا تحَْزَنْ
6- إِذا غَضِبْتَ فَاسْکُتْ. (رسول الله (ص))
هرگاه خشمگین شدی خاموش شو (هر گاه عصبانی شدی ساکت شو).
فعا ماضی: غَضِبْتَ
فعل امر: اسْکُتْ.
التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
ترجمه کنید.
1- اِزْرَعْ صَداقَةً وَ لا تَزْرَعْ عَداوَةً.
دوستی بکار و دشمنی نکار.
2- اُسْکُتی یا طِفلَةُ وَ لا تَصْرُخی.
ای دخترک ساکت شو و فریاد نزن.
3- اُصْدُقْ فِی حَیاتِکَ وَ لا تَکْذِبْ أَبَداً.
در زندگیات راست بگو و هرگز دروغ نگو.
4- اِلْبَسْ قَمیصاً أبیَضَ فِی اللَّیلِ لِعُبورِ الشّارِعِ وَ لا تَلْبَسْ أَسوَدَ.
در شب برای گذشتن (عبور کردن) از خیابان پیراهن سفید بپوش و سیاه نپوش.
التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
کدام گزینه از نظر معنا با سایر گزینهها «ناهماهنگ» است؟
1- حَدّاد - مِصباح - حَلْوانیّ - شُرطیّ
آهنگر - چراغ - شیرینی فروش - پلیس
2- حَطَب - نار - دُخان - نَجاح
هیزم - آتش - دود - موفقیت
3- شُهور - غابَة - أَیّام - لَیالی
ماهها - جنگ - روزها - شبها
4- ریح - مَطَر - سَحاب - أَخْذ
باد - باران - ابر - گرفتن
5- رُمّان - عِنَب - تُفّاح - جَدّ
انار - انگور - سیب - پدربزرگ
6- کِبَر - تَحْت - فَوْق - أَمام
بزرگسالی - زیر - بالا - روبهرو
7- أَزرَق - أَحمَر - اِفتَحْ - أَخضَر
آبی - قرمز - باز کن - سبز
8- سَدَّ - صَلّی - سَجَدَ - عَبَدَ
***
التَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 70 کتاب درسی)
زیر هر تصویر نام آن را به عربی بنویسید. «دو کلمه اضافه است.»
اَلْحَمامَةُ / اَلْکَلْبُ / اَلذِّئْبُ / اَلزَّرافَةُ / اَلْعُصْفورُ / اَلْغَزالَةُ / اَلسَّمَکَةُ / اَلْفیلُ / الَفَْرسَُ / الْأَسَدُ / اَلثَّعلَبُ
|
اَلسَّمَکَةُ فِی النَّهرِ. |
اَلزَّرافَةُ حَیَوانٌ طَویلٌ. |
اَلثَّعلَبُ حَیَوانٌ مَکّارٌ. |
|
هذِهِ اَلْحَمامَةُ جَمیلَةٌ. |
اَلْفیلُ حَیَوانٌ کَبیرٌ. |
الْأَسَدُ سُلطانُ الْغابَةِ. |
|
اَلْعُصْفورُ طائِرٌ صَغیرٌ. |
الذئبُ حَیَوانٌ حَریصٌ. |
الَفَْرسَُ حَیَوانٌ نَجیبٌ. |
کَنْزُ الْحِکْمَةِ (صفحهٔ 71 کتاب درسی)
بخوانید و ترجمه کنید.
قالَ أَمیرُ الْمؤمِنینَ عَلیٌّ (ع) فی الْعِلْمِ:
امیر مؤمنان علی (ع) دربارۀ دانش فرمود:
1- قَوْلُ لا أَعْلَمُ نِصْفُ الْعِلْمِ.
گفتن نمیدانم نیمی از دانستن است. (گفتن «نمیدانم» نصف علم است).
2- مَنْ سَأَلَ فی صِغَرِهِ، أّجابَ فی کِبَرِهِ.
هر کس در کوچکی پرسید، در بزرگی پاسخ داد. (هر کس در خردسالی سوال کند، در بزرگسالی جواب میدهد).
3- کُلُّ شَیءٍ یَنْقُصُ عَلَی الْإِنِفاقِ، إِلَّا الْعِلْمَ.
هر چیزی جز دانش (علم) با بخشیدن (انفاق)) کم میشود.
4- جَمالُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ وَ ثَمَرَتُهُ الْعَمَلُ بِهِ.
زیبایی دانش پخش آن و میوه آن به کار بستن آن است. (جمالِ علم، نشر آن و ثمرهاش عمل به آن است).
5- أَیُّهَا النّاسُ، اِعْلَموا أَنَّ کَمالَ الدّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ.
ای مردم بدانید که کمال دین جستن دانش و عملکردن به آن است.
تحقیق کنید (صفحهٔ 72 کتاب درسی)
دو نمونه کتاب معروف در ادبیات فارسی از زبان حیوانات مثال بزنید.
کلیله و دمنه- مرزبان نامه- مزرعه حیوانات




















